پارسا پارسا ، تا این لحظه: 15 سال و 8 ماه و 23 روز سن داره
مهرسامهرسا، تا این لحظه: 13 سال و 4 ماه و 10 روز سن داره

پارسا و مهرسا

عروسكهاي مامان

عروسك سالهاي كودكي مامان،كه خيلي خوب ازش مراقبت كرده بود واينم عروسك اين روزهاي مامان  من با عروسك مامان بازي ميكنم و سعي ميكنم مراقبش باشم ،آخه من خيلي عروسك دوست دارم! ...
8 تير 1391

تابستان

چند روزي ميشه كه فصل تابستان شروع شده و مامانم براي اينكه پوست حساس من، وقتي در معرض نور خورشيد قرار ميگيره اذيت نشه، كلي تمهيدات در نظر گرفته : كرم ضد آفتاب،كلاه و عينك اما خودش هم فكر نميكرد من انقدر از اين تمهيدات استقبال كنم  روز اول كه ميخواست كرم ضد آفتاب برام بزنه گفت: كرم بزنم خوشگل بشي و من هم خيلي خوشحال ايستادم و مامانم تمام دست و صورت مرا كرم زد(البته قبلا هم گفته بودم كه از وسايل آرايشي و بهداشتي خيلي خوشم مياد ،بخصوص كه درش رو باز كنم) بعد كلاه سرم گذاشت كه البته من خيلي وقته كه مشكلي با كلاه ندارم  و بعد عينك و تو خيال خودش ميگفت كه حالا تا بريم تو حياط بر ميداره  اما من تا وارد شدن به محل مورد نظر عين...
5 تير 1391

هواپيما

وسيله نقليه اي كه من چندين بار سوارش شدم ،اما هر بار از اول تا آخر مسير خواب بودم از صدايش وقتي از جايي رد ميشود ميترسم و ميپرم بغل مامانم وسيله اي كه ميتواند مرا ببرد محل كار پدرم ،آخه خيلي دلم براش تنگ شده! فقط نميدونم قطعات يدكي هواپيما رو از كجا ميشه تهيه كرد،بال هواپيمام سوراخ شده، نكنه بال اين هواپيما ها هم بايد از جاهايي بياد كه نميشه ! البته اگر توپولوف باشه كه ديگه مشكلي نيست وگرنه همين چسب قرمزه كار منو راه مياندازد! چند روز بعد از خريد هواپيما ،كلا بالش نابود شد و من فهميدم كه كاش توپولوف بود و از يك كشور همسايه آمده بود نه از كشور چين !!!!!!!!! ...
5 تير 1391